دلم میخواست الان اینجا بود. یک دل سیر میبوسیدمش.
mercredi, décembre 19, 2012
lundi, décembre 17, 2012
lundi, novembre 26, 2012
سرم گیج میره. یادم نیست از کی. عصر پنجشنبه رو یادمه که روی کاناپه خواب بودم و توی خواب هی سرم گیج میرفت، اینقدری که هی میترسیدم بیفتم پایین. نیم ساعت پیش، طاقتم طاق شد از این صندلی لرزون ِ زیر پام. زنگ زدم بهش که بیا دنبالم. راه افتاده و همین الانهاست که برسه. نیم ساعته از جام جم نخوردهام که وقتی میرسه، بی این که بخورم به در و دیوار، برم تا پایین. ادامهی همون توهم اماسه یحتمل. دلم میخواد بیاد بغلم کنه که همهچی وایسه. همهچی.
lundi, octobre 29, 2012
Inscription à :
Articles (Atom)