mardi, janvier 27, 2009

نم‌نمک به کارهاي عقب‌افتاده‌ام مي‌رسم. تميز‌کننده مي‌ريزم روي گاز و زنگ مي‌زنم آرايشگاه وقت بگيرم و اتو را مي‌زنم به برق. ديشب رفتم لباسم را پرو کردم و بالاخره شکلات خريدم براي روي ميز. يادم بماند اسيد بريزم توي دستشويي قبل ِ شستن؛ توي کابينت‌ها را کمي مرتب کنم و آخر هفته نخود لوبيا بگذارم خيس بشود.
خودم را تصور مي‌کنم که تا ده سال ديگر، بيش‌تر از اين پير خواهم شد.

4 commentaires:

kata a dit…

الو صدا میاد؟

kata a dit…

خب حالا که صدا میاد می خواستم بگم من از توی ریدر مرتب می خونمت. دلم می خواست یه خورده بیشتر با هم معاشرت وبلاگستانی می کردیم. تو هم تمایلی به دو طرفه شدن این رابطه داری یااینکه من همچنان یک طرفه از توی ریدر به خواندنت ادامه دهم؟
اصولن دوست داری برایت کامنت نوشته شود یا دوست داری خلوت این خانه بی سر و صدا حفظ شود؟

kata a dit…

اگر پاسخت مثبت بود این آدرسی که این زیر می نویسم آدرس وبلاگیست که بیشتر تویش می نویسم. دوست داشتی یه ندایی بده
:
http://www.naadaanii.persianblog.ir

Zahra a dit…

داری خوب میشی؟ یا داری عادت می کنی؟