dimanche, avril 13, 2008

اسم ده تا وبلاگي را که توي داشبوردم رديف شده، مرور مي‌کنم. هيچ‌جا نيست که بتوانم بروم بنويسم که چه حسي دارم. پناه مي‌برم به دفترچه‌ي جلدْ پارچه‌اي ِ چهارخانه. آن‌جا هم خبري نيست.

2 commentaires:

علي‌رضا a dit…

«نام‌هاي نيک و بد جمله نمادند. سخن نمي‌گويند. اشارتي مي‌کنند و بس...»

اما هميشه بدون که من دوست‌ات دارم. معمولاً هم علاقه‌اي به جار زدن‌اش ندارم. اين بار هم دل‌ام خواست :*

Iranian idiot a dit…

بعضي وقت ها آدم آرزو مي كنه كاش مي تونستن تار عنكبوت ببندن بلكه يك كم ادم دلش خوش شه.